مندرجات: 1) زندگي؛ 2) فلسفه؛ 3) آثار؛ 4) رياضيات و فيزيك؛ 5) نجوم؛ 6) كتابخانهٴ مارسيليوس.
1. زندگي. به گفتهٴ شرح حال نويس هلندياش (ژ. فريتيه و براي چنين جزئيات شرححالي، هموطنان احتمالاً اطلاع بهتري دارند)، مارسيليوس آنطور كه از نام لاتينياش برميآيد در نيمگن گِلدرلاند به دنيا نيامده، بلكه اهل روستاي اينگن (لايندن كنوني در بِتووِه) واقع در اسقفنشين اوترخت زاده شده است. بههرحال، طبق گفتهٴ گوستاو توپكه و گرهارد ريتِر، اينگِن يك نام فاميلي است و نه نام مكان و مارسيليوس درواقع در نزديكي نيمگِن در شهرستاني گمنام از اسقفنشين اوترخت متولد شد. تاريخ تولدش معلوم نيست؛ نخستين اشاره به او در گزارشهاي مليت انگليسي دانشگاه پاريس در تاريخ بيستوهفتم سپتامبر سال 1362 به چشم ميخورد؛ زماني كه سخنراني افتتاحيهاش را بهعنوان استاد ايراد كرده است. او در آن دانشگاه استاد موفقي بود (اقداماتي براي تهيهٴ جا و خوابگاه براي دانشجوياني كه براي گوش دادن به سخنرانيهاي او گرد ميآمدند، صورت گرفته بود)؛ در سالهاي 1367 و 1371 مدير بود؛ در سالهاي 1362، 1373ـ1375 سرپرست دانشجويان انگليسي بود؛ در سالهاي 1368 و 1376 گرگوريوس يازدهم را در عزيمت به رم همراهي كرد و در سال 1378 زماني كه اوربانوس ششم انتخاب و شقاق بزرگ آغاز شد، او در رم حضور داشت. وي حامي سرسخت اوربانوس ششم بود. دوران طولاني خدمتش در دانشگاه پاريس (دست كم بيستسال) اندكي پس از آن پايان يافت (پيش از سال 1382). ناآرامي روزافزون ناشي از شقاق احتمالاً علت كنارهگيري او بود.
بسياري از ساير استادان هم در آن دوران بحراني (1378ـ1383) دانشگاه پاريس را ترك گفتند؛ بدينترتيب آن را بهطور علاج ناپذيري تضعيف كردند، ولي از طرف ديگر تأثير آن را به كشورهاي ديگر گسترش دادند. دانشگاه هايدلبرگ را اوربانوس ششم در سال 1386 تأسيس كرد؛ مارسيليوس در سال 1386 نخستين مدير آن شد و شش بار از نو انتخاب گرديد. در سال 1389 عازم دربار پاپ شد تا نيازهاي دانشگاه جوان و سرسپردگي آن را به پاپ تازه بونيفاكيوس نهم اظهار كند. زندگي پركار و مشقت بارش در بيستم ماه اوت سال 1396 در هايدلبرگ پايان يافت.
2. فلسفه. مارسيليوس به سنّتهاي آكمي و برادواردين (وفات هردو: 1349)، بوريدان (وفات: 1358) و تا حد كمتري اُرام (وفات: 1382) ادامه داد. مانند آلبرت ساكسوني كه در سال1366 اين سنّتها را به وين برده بود، او هم بيست سال بعد آنها را به هايدلبرگ انتقال داد. او مفهومگرايي آكمي را تهذيب كرد و بيش از او به واقعگرايي نزديك شد و مانند بوريدان سعي بسيار كرد تا در هر مورد عقلش را تابع ايمان خود سازد.
3. آثار. مارسيليوس شرحهايي بر كتاب عبارات پطروس لومباردي و آثار مختلف ارسطو:
آنالوطيقاي اول، جدليات، كون و فساد و طبيعيات نوشت.